زیبایم سومین زاد روز تولدت مبارک
سه سال پیش در چنین روزی دنیا صدای گریه کودکی را شنید کودکی زیبا و آرام بیست و دو خرداد نود و دو، بیمارستان صارم تهران ، کودکی با قد پنجاه و یک سانی متر و وزن سه کیلو چهارصدو هفتاد گرم در ساعت یک و پانزده دقیقه بامداد،گل سر سبد من تمام وجودم نفسم عشقم ثمره زندگی ام نور دیده ام شد روزی که مادر شدم از شوق دیدنت اشک هایم دیدم را تار کرده بود و نمی گذاشت صورت چون ماهت را ببینم با موهای به رنگ شبت با چشمان نقره فامت چشمانی که از زیبایی قابل وصف نبود لبان غنچه کرده ات روزی که مادر شدم قلبم را جانم را نفسم را گلی از بهشت را هدیه ای از خدا را در آغوش کشیدم روزی که مادر شدم قلبم در سینه جایش تنگ شده بود با تولد تو...
نویسنده :
مریم و حمید
9:11



